تبلیغات

آغاز

آغاز را ، با خود گفتم
عکسی از سربالایی های خشت پٌل بگذارم.
یا سکوت مردانۀ تجنی ها
یا طنازی باغات توت كوتمبنه
یا زنگولۀ گوساله تازه بدنیا آمده در اطاق نشیمن
آغاز را با خودم گفتم
یا بوی تعفن پیش بینی توتوی و یا سنگی(دومینو) و یا چیزهای بد دیگر را بگذارم
یا قطعه‌ای که در مزار شهیدان بنام شهید گمنامی است
یا رودخانه بزرگ شِمرو
یا کودکی تنها در فصل نِشاء در گهواره با خود بازی می كند تا مادر بیاید و شیرش دهد
یا هرچیز که نیشی داشته باشد و تلنگری
آخرش خانه ای شد . مانند نقاشی های دوران کودکی.( که همیشه اول خانه می کشیدیم)
خانه ای که امن باشد
و مرطوب
و سخت
و شاید کمی زخمی
خانه ای که جای تجنی هاست. مثل اینجا.
پس شروع عکس های من گالی پوش خانه ای باشد .