تبلیغات
روستای تجن گوکه

روستای تجن گوکه

یکشنبه 21 تیر 1388

كلمات و اصطلاحات تجن گوكه ای

نویسنده: مرتضی آزادبر   

لب پایی (‌وسیله چوبی كه با آن برنج را از شالیزار به خانه حمل می كنند )‌ داره (‌وسیله ایست كه به كمك آن برنج درو می كنند )‌ وروره (‌زنبیل بزرگ كه داخل آن چای ریخته و تا كارخانه حمل می كنند )‌ بولو دس بولوی صحراموج (سگ ) كولوبیج ( ماهیتابه ) زبیل كای (زنبیل كوچك ) تین (دیگ بزرگ مسی كه برای ایام عزا و عروسی برنج بخت می كنند ) گمج نیه( وسیله ای كه با آن دوغ درست می كنند )‌ نمكار (وسیله ای است كه از آن بعنوان آسیاب استفاده می كنند مثل سبزی و گردو) چوپاره (وسیله ای كه كار سرند و پاك كردن برنج و حبوبات توسط آن  انجام میدهد) زرجوم(نعلبكی )   میلون ( مار ) تور (دیوونه ) اسیه (وسیله كه با آن برنج را آسیاب میكردند) حصیر وریس ( طناب )‌ گرك( وسیله ای كه توسط آن سیر و پیاز و .... خشك میشود و معمولا در قسمت بالایی اطاق آویزان می كنند)   گاچه (طویله )‌ لافند ( طناب )‌ مقتع بلت ( دروازه ) سیكه (‌اردك )‌ بیل زاك ( بچه اردك )‌ خوله ( سوراخ )‌ دلخاكیت( وسیله ای كه با سطل  آب از سر چاه برمیدارند)   تلار (تالار ) فل لوله لوله پرده شتره تومن ( بیژامه ) تنكه (شلوارك )‌ هلاوچین ( تاب )‌ تلمبار ( محل نگهداری كاه و پرورش كرم ابریشم ) گجیمه (وسیله ای كه با آن زمین شالی را شخم می زنند )‌ پیشكابول منده ( گوساله ) كلوش سره چین شهال ( شغال )‌ اولاكو (‌لاك پشت )‌ شكوف (‌غورباغه )‌ دارشكوفی (‌غورباغ درختی )‌ لمبه فاكون تله (‌خروس )‌ كرك (‌مرغ )‌ چیری  (‌جوجه )‌ مرغونه (‌تخم مرغ )‌ پامادور (‌گوجه فرنگی ) برمه خیار(‌خیاری كه صرفا برای گرفتن تخم خیار پرورش داده میشود )‌ - كورلیف (‌نوعی مار بی آزار كه فقط عاشق كرم ابریشم است )‌ - بیدره (سطل) لاك ( ظرف و یا وسیله ای كه درون آن چای سبز را مالش داده و بعد آنرا خشك می كنند) پاتینگ ( جایی را كه برای خرمن كردن و جدا كردن دانه از ساقه روی ایوان تعبیه میشد كه الان دیگر خبری از آن نیست چون بعد از آن ماشین خرمنكوب جایگزین شده و حالاهم كمباین این عمل را انجام میدهد) گیشه ( عروس ) - لیلكه دار ناسوس ( تلمبه باد) – فیاكونی (بادكنك )‌- سنگ خوج :‌كنایه از آدم خسیس بیجه گیر (: دستگیره) كتره ( كفگیر) دارگم (‌فلفل) دست باغ ( باغچه داخل حیاط) بوم ( پشت بام) ولگ (برگ) وراشین (هم زدن ) لابی ( لگن )‌- آوكش ( آبكش) كتله (‌صندلی )‌- هیل ( كشنیز)‌- ككج (‌شاهی )‌- پیتنك ( پونه ، نعناع)

نظرات() 

فرهنگ سرزمین ما سرشار است از ضرب المثل ها و اصطلاحات عامیانه که نشان از ریشه دار بودن و عمق داشتن آن دارد. اصولا مردم هر سرزمینی برای خودشان اعتقادات و باورهایی دارند و با آنها خو گرفته اند ، مردم تجن گوكه نیز از این قاعده مستثنی نیستند و این را می توان از هم صحبتی با آنان و به خصوص کهنسالان این دیار فهمید.

یکی از این باورها " کوچ چلّه و پیله چلّه " است، بدین شرح:

بر اساس این اعتقاد دو ماه اول زمستان به دو برادر تعلق دارد که برادر بزرگتر همان "پیلا چلّه " است و مدت دوام آن هم چهل روز اول زمستان است ، " کوچ چلّه" هم برادر کوچک تر است که بیست روز آخر ماه بهمن را گویند.

برادر بزرگتر اگرچه عمری طولانی تر می کند، ولی  مهربانی بیشتری دارد " از نظر میزان سرما " و برادر کوچک بسیار ظالم بوده و سرمای زیادی دارد.ماه آخر زمستان را هم "آفتاب بر حود" و یا "آفتاب بر حوت" گویند که به نظر می رسد به گاهشماری مردم در قدیم که بر اساس نامگذاری ماه ها با اسم حیوانات بود برمی گردد چون «حوت» به معنی ماهی است.‌در زیر نمونه هایی از ‌این ‌اصطلاحات با معادل فارسی آنها آمده است، امید استدر حفظ فرهنگمان بیشتر کوشا باشیم:

دار شكوفه ی (قورباغه درختی): مردم تجن گوكه ، آمدن قورباغه درختی را درون خانه هایشان نشانهی نزدیک بودن باران میدانند و این موجودسبز وکوچکرا پیامآور بخشش آسمان میدانند.

كیش دار:

شمشاد؛ شومشاد؛ شیشار، شوشار " نامیده می شود.دارای ساقه های منشعب، سخت و با مقاومت ارتفاع این درختچه یا درخت زیبا از 5/1 متر تا 8 متر نیز میرسد . و دارای رشد و نمو کمی است. برگ های آن متقابل، دارای دوام زیاد، بیضی و نوک تیز و چرمی و رنگ آن سبز زیبا است. در کنار برگ ها، گل های آن قرار دارد که به صورت نر و ماده به رنگ سبز مایل به زرد می باشند. تابش نور و گرمای خورشید بر برگ های این درخت باعث می گردد که بوی نامطبوع از آن ها متصاعد شود. درخت شمشاد، دارای چوب سختی است که برای ساختن قاشق چوبی، ظرف های چوبی، شانه، و ورقه های صاف نازک چوب مانند کاغذ به کار می رود. استفاده از شانه ای که از شمشاد ساخته می شود، موجب تقویت موی سرگشته و فساد و ضایعات مو را رفع می کند.در بین گیلکان، این درخت همچون درخت آزاد و تادانه دار، جنبه تقدس داشته و مردم برای برآورده شدن نذر، و حاجاتشان، به آن پارچه سبز می بنندند. این درخت در حوالی بقعه ها و امامزاده های شمال، فراوان دیده می شود . هر چی پیله داره ایته مزارداره هر درخت بزرگ ،درختی در خورتکریم است.  كارکرد باورها را در حفظ طبیعت نشان می دهد آنچه امروزه دانش زیست محیطی انسان بر آن تاکید می ورزد.به نظر می رسد «آیینی سازی طبیعت» بخشی از راه های حفظ آن در برابر خطر نابودی در جوامعه سنتی بوده است.در این باره آموزه های بسیاری وجود داردکهآسیبرساندن به طبیعترا گناهی نابخشودنی در فرهنگ مردمی می سازد .

منبع : شناسایی گیاهان دارویی، صنعتی، مرتعی و جنگلی 

افسانه های مردمی چون داستان درخت کیش وکلاغ و جاودانگی وجوه استعاری طبیعت در اسطوره ساختار معنایی خود را نشان می دهد.

سیاگالش : سیاگالش به حفظ حیواناتی چون گاو در برابر بلایا در افسانه های گیلکی می پردازد.

سیاه كلاج: نشانه شوم و خبری بد را برای صاحب خانه دارد اگر در جلوی خانه كسی مدت مدیدی به غارغاركردن بپردازد.

 

۱ - ته دیگ نخورید که روز عروسیتان بارون میاد.

۲ - دیگ بگرسه خو سر پوشه پیدا گوده ( گشتن و نیمه گمشده خودرا پیدا کردن )

۳ - امی گاز نکن ( دندونهای مارو نشمار و انینقدر سئوال نکن )

۴ چاق كن همیشه توی چاقِ ( چاه مكن بهر كسی    اول خودت بعداّ كسی )

5 آب همراه نشه سیا کلاچه سیفیده کودن. (کلاغ سیاه را با آب نمی توان سفید کرد)

6- آدم خودا گیر دکفی، گدا گیر دنکفی.(اگرآدمی‌گیر غضب خدا بیفته بهتر است تا گیرآدم گدا صفت بیفتد. )

7 - آدم خر ببی ، دوچار خر نبی.(آدم خودش خر بشه بهتره تا که گرفتار خر بشه.)

8 - آدم به گبه ، حیوان به لافند.(آدم حرف سرش میشود ، حیوان فقط طناب و افسار.)

9 - آدم خو دسه ، شال کونه ورجی گرمه نکونه .(از این تاریك روشنایی توقع نداشته باش.)

10 - آدم دیل به وسعت بداره.(با ریسک خطر و بیم هلاک بایستی مصمم کار شد. دل آدم باید بزرگ باشه.)                                          

11 - اسب ِ ره خاش فوکونه ، سگ ِ ره واش.(جلوی اسب استخوان می ریزد ، جلوی سگ علف.

هر کاری که میکند اشتباه ، و از روی نادانیست.)

12 از حاج حاجی ام کرایه خانه هگیره.(از روی خساست از چلچله هاهم کرایه می گیرد.)

13 - از او تومان بکندانه.(از آن پاچه ور مالیده هاست یا به عبارتی بی شرم و حیاست).

14 - اپیله گی آدم ، تورف ِ مونه .(آدم به این گُندگی همچون ترُب بی بو و خاصیت است.

بدرد هیچ کاری نمی خورد).

15 -  می سر بو بو امشل گمج. (از حرف زدن زیادی سرم درد گرفت )

16 - باره یابو بــره ، گوزه کره کونه ؟(كار را دیگری انجام میدهد و پزش را یكی دیگر)

17 تی سگ بما امی كیش وامیشته (كنایه از فامیلی دور)

18 خونه دوراز كن خونه كوفته دنیه (‌كنایه از انسانی است كه ماهر بركاری است اما در خانه خودش از مهارت و فن خود استفاده نكرده و آنرا به اتمام نمیرساند و هی امروز و فردا می كند.

19 انقذه داره كه از این دماغ كاله بیرون (‌كنایه از آدم پولدار است )

20 یه دستی هده و دو دستی هگیره ( با یك دست می دهد و با دو دست می گیرد.)

21 اینه دهنه دودی از كون حرف زنه ( كنایه از آدم پر حرف است كه اگر دهنش را هم ببندند با جای دیگرش حرف می زند )‌.

22 خاش ماهی مونه (‌كنایه از آدم لاغر اندام است‌كه از لاغری مثل ماهی خشك شده‌است ) .

23 آدم باید اول او بینی بعد تومان بكنی ( كنایه از آدمهای است كه بی گدار به آب نمی زنند و قبل از هر تصمیمی تعمق می كنند).

24 خشك خوالی دارسر نمونه ( كنایه از ......

25 آتش هر قدر تندتر بسوجی تندتر خاکسترابه.( آتش هر چه تندتر بسوزد زودتر سرد می شود (نمونه:تب تند زود سرد می شود)

26 -  دریا میین اگر پا بنیم ،دریا خوشکابه!( اگر توی دریا پا بزاریم ، دریا خشک می شود) مثال بارز آن این شعر است : بدبخت اگر مسجد آدینه بسازد     یا طاق فرود آید یا قبله کج آید

27 - ترسم هم از عراق خورما بکّفیم هم از گیلان تورشه کونوس (:می ترسم هم از خرمای عراق بیفتیم هم از، ازگیل ترش گیلان)

28 -  سگ زورزوری شکار بوبوری وگرده خو صحب لگ گاز گیره(سگی را که زور به شکار ببری ، پای صاحبش را گاز می گیرد.)

29 - تی مال خوب بدار ، تی همسایه دوز نگیر (مال خودت رو خوب نگه دار تا همسایه ی خودت را دزد حساب نکنی).

30 - اونی که خور بکته ویریسه ، زندگی قدر بهتر دونه . (کسی که خودش زحمت کشیده قدر زندگی رو بهتر می دونه).

نظرات() 

رطوبت زیاد وگرمای هوا در تابستان، شرایط اقلیمی ویژه ای را پدید آورده است که مشابه آنرا شاید بتوان تنها در مناطقی از آمریکای مرکزی، بنگلادش، مالزی و یا اندولزی یافت. این وضعیت خاص آب و هوایی برای ساکنین دشواری هایی را پدید می آورد که در گذشته هیچ گاه از نظر مورخین و جهانگردان دور نبوده است. تپولوژی مسکن در این سرزمین، همگام با عوامل فرهنگی و اجتماعی هویت، معماری این خطه را شکل داده است. هویتی که علی رغم شباهت های اقلیمی گیلان با سایر مناطق یاد شده در جهان منحصر به فرد بوده است.

فراهم نمودن شرایط آسایش در این منطقه پر باران و مرطوب، از جمله معضلاتی بوده که ساختمان های سنتی توانسته پاسخگوی آن باشد. متداول ترین نوع ساختمان سنتی در این منطقه به نام گالی پوش خانه معروف است که بام آن با پوشش گالی (نوعی علف که د رکنار مرداب ها می روید.) است و دارای کرسی چینی چوبی در زیر ساختمان می باشد. خانه هایی که در این جلگه ساخته شده اند، همچون درختان مرتفعی که آنها را احاطه می کنند، غالبا تابع یک طرح قایم چند طبقه ای است. بهترین  فضای خانه نیز درست زیر بام جای دارد.

ضرورت ناشی از حفاظت برنجزارها از گزند حیوانات و نیز تعدد عملیات ضروری برای فعالیتهای حساس برنجکاری و دشواری تردد در راه های تنگ و باریک، که غالبا به لجنزار تبدیل می شود، ضرورت استقرار خانه های روستایی را در جوار مزارع ایجاب می نماید.

برخلاف معماری بومی کویر که بیشتر از خشت و آجر بنا شده است، معماری این منطقه از چوب و الیاف گیاهی به صورت عمده بهره برداری کرده است. جنگل های انبوه در کنار مزارع برنج از مهمترین منابع تامین مصالح ساختمانی منطقه می باشند. نی"ولی" (نوعی الیاف گیاهی که برای پوشش سقف به کار می رود.) و ساقه های برنج عناصر اصلی تشکیل دهنده پوشش سقف ها هستند. سقف هایی که به علت شدت و تداوم بارندگی همیشه به صورت دو یا چهار شیبه ساخته می شوند. در بعضی از نقاط گیلان که امکان استفاده از سفال موجود است پوششی از سفال بر روی زیر سازی از نی و توفال، وظیفه جمع آوری آب باران از بام و هدایت آن به آبروها و ناودان ها را به عهده دارد. استفاده از تخته های پهن نیز در این روستا برای پوشش سقف و جلوگیری از نفوذ باران مرسوم بود. سقف شیبدار بر روی سازه ای چوبی قرار دارد. فاصله کم ستون ها از یکدیگر و استفاده از سازه چوبی به صورت تیر و ستون تناسبات ویژه ای به معماری می بخشد که در نما و پلان به خوبی خود را آشکار می کند. اشکال ساده سقف شیبدار از بوجود آمدن کنج های برفگیر جلوگیری کرده و مانع نفوذ آب حاصل از ذوب برف به داخل بنا می شود. بعلاوه برای جلوگیری از نفوذ باران به داخل ساختمان توسط باد معمولا سقف شیبدار تا نزدیکی کف زمین در یک یا دو جناح ساختمان که رو به باد قرار دارند ادامه می یابد و معمولا پنجره ای از این دو جناح باز نمی شود. فضای خالی بین بدنه اصلی بنا و امتداد سقف که "فاکون" گفته می شود؛ محل مناسبی برای انبار نمودن و یا پخت غذا میباشد. گونه برخورد دیگر که بیشتر در خانه های شهری دیده می شود، استقرار بالکن دورتادور بنا می باشد. این بالکن علاوه بر آنکه دسترسی اتاق ها به یکدیگر را تامین می نماید، مانع از رسیدن باران به بدنه بنا می شود.

پوشش های شبیدار در شکل های گوناگون و مصالح مختلف، از ویژگی های مهم نمای خانه های روستایی است. رنگ قهوه ای آن همراه با قرار گیری دسته های گالی و کولش، سطح زیبایی را شکل می دهد و خانه روستایی را با محل خود مانوس می کند. متاسفانه با استفاده از مصالح جدید (مانند حلبی) این هماهنگی با طبیعت کاملا دستخوش تغییر شده است.

در مناطق روستایی محیط سرسبز و پر از گیاه و درخت اجازه حصار بندی معین و مشخصی را به ساکنین نمی دهد. محدوده های گیاهی، درختان و انهار در مقایسه با دیوارهای بلند و بسته معماری کویری تضاد چشمگیری دارد و این ویژگی در زمینه مردم شناختی و روانشناختی منطقهای جای و مکان ویژه ای دارد.

1 - گالی پوش : جنگل های انبوه و متراکم استان گیلان در کنار مزارع برنج از مهم ترین منابع تامین مصالح ساختمانی منطقه می باشند. گیاه نی یا گالی (نوعی الیاف گیاهی که برای پوشش سقف خانه های روستایی به کار می رود.) و ساقه های برنج عناصر اصلی تشکیل دهنده پوشش سقف ها هستند.

2 شیروانی :

نظرات() 

یکشنبه 21 تیر 1388

عكس هایی از طبیعت تجن گوكه

نویسنده: مرتضی آزادبر   

نظرات() 

۱ - برم شادی : چند روز قبل از عروسی به رسم کمک ، فامیل های خانواده داماد وسایلی را داخل ساکی می‌گذارند و روانه خانه داماد می‌کنند. و البته وسایلی را هم كه داخل ساك می گذارند هم قابل توجه هست مثل برنج و روغن و گردو و سیب زمینی و پیاز و مرغ و الو و قیسی و تاید و صابون و ریكا و اسكاج  زردچوبه و فلفل و نمك بعلاوه دو متر پارچه كه البته این همه وسایل از عهده یك ساك خارج است ولی عمدتا همین ها هستند  حالا هر خانواده ای به وسع و توان خودش وسایلی را كه تدارك دیده روانه خانه داماد می كند و به نفر حمل كننده وسایل هم مادر داماد هدیه ای نظیر پول تقدیم و یا در داخل ساك می گذارد .

۲ – برم : در هنگام شروع مراسم و یا قبل از مراسم عروسی خانواده های فامیل داماد به رسم كمك گوسفند زنده ای را همراه با یك شاخه ای از درخت را انتخاب كرده و روی دو یا چهار شاخه آن پرتقال یا نارنج و آینه گذاشته و این شاخه را روی شاخ گوسفند قرار می دهند  وروسری را هم به گردن گوسفند آویزان می كنند و طی مراسمی روانه خانه داماد می كردند

3 گچ چینی : پس از پایان كار و مراحل رشد و نمو و به بار نشستن كرم ابریشم و تشكیل پیله ، رسم براین است كه تمامی دوستان و فاملین را دعوت می كنند كه هم در جدا كردن پیله از شاخه های خشك شده و بی برگ توت كمك كنند و هم اینكه یك روز را دركنار هم باشند و در شادی شان شریك باشند و به صاحب تلمبار و گچ تبریك و اصطلاحا « خرمن بركت » را می گویند.

4 لافند سری : در قدیم رسم براین بود كه وقتی احشام (گاو گوسفند ) را می خواستند به هر دلیل ممكن بفروشند ، به كسی كه در این مدت مدید از آن حیوان نگهداری می كرد و تیمارداری از آن را بعهده داشت ، در پایان معامله و فروش، لافند (طناب) حیوان را در دست خریدار می گذاشت و خریدار نیز انعامی به ایشان تقدیم می كرد . 

 5 زیه خوری : وقتی كه گاو زایمان می كند شیر گاو در روزهای  اول غیر قابل استفاده است و شیر گاو را دوشیده و در ظرفی قرار میدهند و جمع آوری كرده و آن را با مقداری از شیر گاو دیگر به همراه مقداری نمك مخلوط كرده و می جوشانند و مقداری هم زیره داخل ظرف شیر در حال جوش می ریزند و بعد از حالت گرفتن  و سرد شدن آن را در ظرف های كوچك ریخته و بین  همسایه ها و فاملین تقسیم می كنند تا در شادیشان شریك شوند و در عوض آن در ظرف محتوی زیه نمك گذاشته تا به رسم ادب ظرف خالی برنگردد.

6 مجمع دهی : در دو نوبت اقدام به این كار می كنند اول اینكه در ایام محرم و خصوصا دهه اول آن ، اهالی روستا  هر شب غذایی را درون سینی های بزرگ به همراه خورشت و سبزیجات تازه فصل روانه مسجد محله می كنند  تا در پایان مراسم عزاداری و سینه زنی شام را در مسجد محله در كنار هم صرف كنند و یا اینكه به در خانه  بعضی از اهلی كم بضاعت می فرستند و یا هنگام مراسم روضه خوانی در مسجد محله خصوصا روز سوم درگذشت یكی از اهالی محل این عمل را انجام می دهند . دوم اینكه برای عروس هدایایی را داخل مجمع گذاشته و از طرف خانواده داماد روانه خانه عروس می كنند كه داخل آنها هدایایی نظیر پارچه و یك كیلو شیرینی و شانه و دمپایی و جوراب و كفش و ظرف چینی را داخل مجمع گذاشته و می فرستند .

7 دعوت گیری : رسم براین است كه بعد از مراسم بعله برون و جاری شدن صیغه محرمیت ، برای اولین بار كه عروس خانم پایش را به خانه داماد می گذارد و به اصطلاح پاگشا شود همراه دوستان خود طی مراسمی نهار را مهمان خانواده داماد همراه با دوستان و فاملین خود است و هدایایی را به عروس خانم از طرف فاملین داماد تقدیم می كنند. 

8 – پاكشون  : داماد نیز مثل عروس خانم برایش پاگشا می گیرند و ایشان نیز یك شام را همراه با دوستان خود مهمان خانه عروس می شوند كه در آنجا نیز خانواده عروس هدایایی را تقدیم داماد می كنند از قبیل سری كامل وسایل شخصی و یك دست لباس كامل  و كفش !

9 قربونی : هدایایی برای تازه عروس در ایام عید قربان از طرف خانواده داماد فرستاده می شود كه این هدایا شامل جواهرات ( النگو انگشتر و یا گوشواره ) و كفش و روسری و یك قواره پارچه و چادر بعلاوه یك كیلو شیرنی داخل مجمع بعلاوه یك گوسفند زنده روانه خانه عروس می كنند .

10 -  گهواردنه ای (سیسمونی) :

11 بازی عید ( چاله دكونی)‌

12 گلاب زنی

13

شب چله

شب چله از مراسم باستانی ایران، در گیلان هم از منزلت خاصی برخوردار است. شب اول دی ماه هر سال را اهل خانواده و خویشان و گاه همسایه ها گرد هم می آیند تا آیین شب چله را برگزار نمایند. برای مراسم شب چله، معمولاً خوردنی ها و تنقلات و آجیل زیادی فراهم می آورند. هندوانه به سفره این شب رنگ و بویی دیگر می بخشد و به قولی اگر هر کس در شب چله هندوانه بخورد، در تابستان احساس تشنگی نمی کند. یکی از ترانه هایی که در این شب زمزمه می شود، چنین است: امشو، شو چله، چاقو بزنیم هندونه کله

یعنی: امشب شب چله و  چاقو به هندوانه بزنیم.

از دیگر خوردنی های این شب، برنج برشته، عدس و گندم برشته، کونوس (ازگیل وحشی)، آجیل، پرتقال، لیمو، خوج (گلابی محلی) و میوه های دیگر است.

تفال به دیوان حافظ از دیگر آداب این شب است. پس از نیت و سوگند دادن حافظ به شاخ نبات، دیوان را می گشایند و اولین غزل صفحه جلوتر را می خوانند. اعتقاد بر این است که بیش از سه بار نباید فال گرفت چون حافظ ناراحت می شود و حرف های خوش نمی زند.

نظرات() 

یکشنبه 21 تیر 1388

جمعیت و ساكنان روستا

نویسنده: مرتضی آزادبر   

در این روستا تعداد 663 خانوار و جمعیتی بالغ بر 2818 نفر در کنار هم در صفا و صمیمیت مشغول زندگی می باشند که از این تعداد خانوار تقریبا ده خانوار آن بعد از زلزله گیلان از ییلاق به این روستا کوچ کرده اند و در کنار روستاییان به کار کشاورزی و چند نفر هم به کار آهنگری مشغول می باشند .

شکل خانه های روستا: در این روستا خانه ها تقریبا به شکل سنتی ساخته می شد بدین صورت که در دو قسمت تحتانی و قسمت فوقانی .قسمت فوقانی برای نشیمن و زندگی ساخته می شد و قسمت تحتانی که بوسیله ستونهایی از چوب و یا بلوک از سطح زمین فاصله داشت این ستونها باعث می شد که رطوبت به قسمت فوقانی نفوذ نکند . از قسمت تحتانی با محصور کردن ستونها برای نگهداری ماکیان (مرغ و خروس و اردک) استفاده می کردند . همه خانه های روستای در کنار هم و با فاصله نزدیک هم ساخته می شود و زمینهای کشاورزی آنان نیز در فاصله دورتر از محل زندگی در یک مکان حاصلخیزتر قرار دارد . در کنار خانه های روستایی جایی برای نگهداری محصولات کشاورزی به نام کندوج ساخته می شود که این مکان با پایه های چوبی و سقف شیروانی ساخته می شود در قدیم سقف همه این مکانها در روستا از نوعی گالی ( نام یک گونه نی خیزران مانند است که در کنار رود می روید و نام تجن نیز از همین گیاه گرفته شده است ) که انرا از کنار رودها مبریدند و دسته دسته کرده و خشک می کردند و در محصور کردن دیوارهای خانه های روستایی و هم سقف های خانه های روستایی را با گالی مسقف می کردند .در کنار خانه جایی هم برای نگهداری ماکیان ساخته می شود که به لونه یا کرک لونه معروف است و هم چنین جایی برای نگداری گاوها بنام طویله یا گاچی می سازند . در قدیم همه این مکانها ( کندوج - تیل انبار - طویله - لونه)حتی توالت را  در کنار و یا در اطراف ساختمان اصلی و همه سقف های آنرا گالی پوش می کردند ولی امروزه بدلیل رعایت مسایل بهداشتی دورتر از محل سکونت می سازند فقط توالت را داخل ساختمان می سازند . 

تیل انبار : همانطور که از اسمش پیداست این مکان را در نزدیکی خانه های مسکونی ساخته می شد محل نگهداری چیز های باارزش و نیز پرورش کرم ابریشم استفاده می شود که پایه های آن از چوب و بلوک و سقف آن در قدیم گالی و اکنون شیروانی می سازند .

نظرات() 

یکشنبه 21 تیر 1388

صنایع و كارخانه های روستا

نویسنده: مرتضی آزادبر   

 چندین کارخانه بلوک زنی -  یک کارخانه چای - دو کارخانه برنجکوبی و چهار مرکز جمع آوری شیر و همچنین یک کارگاه ریسندگی مشغول به فعالیت در این روستا می‌باشند.

نظرات() 

یکشنبه 21 تیر 1388

موسسات آموزشی روستا

نویسنده: مرتضی آزادبر   

در این روستا یک مدرسه ابتدایی که ۱۳45 ساخته شده بود و قدیمی ترین مدرسه در روستاهای مجاور بوده و در مرکز روستا در مجاورت مسجد محله قرارداشت که بدلیل فرسودگی از بین رفت و با مساعدت و کمک اهالی و آموزش و پروش شهرستان مدرسه شش کلاسه در سال ۱۳۸۰ ساخته شده است و مشغول فعالیت می‌باشد. مدرسه راهنمایی نبوت نیز از سال ۱۳۵۶ مشغول فعالیت شده است این مدرسه نیز بدلیل فرسودگی و همچنین برف سنگینی که سال ۱۳۸۳ در استان نازل شده تخریب و مدرسه شش کلاسه نوساز در حال حاضر مشغول فعالیت می‌باشد.

نظرات() 

یکشنبه 21 تیر 1388

كشاورزی و دامداری در روستا

نویسنده: مرتضی آزادبر   

آب کشاورزی این  روستااز نهرهای حشمت رود، سید علی اکبر و سالار جواد که از شعبه های فرعی سفید رود هستند تأمین می‌گردد. همچنین کانال های زیادی از حشمت رود جدا کرده اند که تعدادی دیگر از روستاهای این شهرستان را آبیاری می‌کند. از محصولات عمده این روستا : برنج، چای ،کرم ابریشم ، دانه های روغنی، محصولات جالیزی و اندکی سیب زمینی و انگور است. دامداری در این روستا مدتی است که با کمک و مساعدت شورای روستا و بانک کشاورزی شهرستان رونق خوبی گرفته است. مردم با پرورش دام و بعمل آمدن شیر آن ، هم مایحتاج زندگی را تامین می‌کنند و هم خوراک دام را از درآمدی که نصیب شان می‌شود. در این روستا تعداد دامها بالغ بر یکهزارو یکصد راس می‌باشد اهم از شیرده و گوشتی. ده نفر از این دامدارها تعداد گاوهایشان از ده راس هم فراتر میرود.رونق دامداری در این روستا باعث شده که چهار مرکز جمع آوری شیر در این روستا ایجاد شود که مرکزی ترین آنها که هم به بازار نزدیک است و در مسیر گلوگاه سه روستا می‌باشد و هم در فعالیت های ورزشی روستا مشغول تیمداری است مرکز جمع آوری شیر صداقت می‌باشد که تعداد ۱۲۰ نفر شیرهایشان را در روستا و روستاهای مجاور به این واحد تحویل می‌دهند.

نظرات() 

یکشنبه 21 تیر 1388

مكان های دیدنی روستا

نویسنده: مرتضی آزادبر   

چشم انداز شالیزار‌ها ی واقع شده در قاسم باغ در فصل نشاء کاری - باغات چای در فصل بهار - توتستان های باغات کوتمبنه - پل خشتی روستا که از آثار باستانی و قدیمی روستا به شما می‌رود - و هم چنین کانال های منتهی به روستا که جاده ای از کنار آن می‌گذرد که در فصل پاییز و زمستان پر از علاقه مندان به ماهیگیری است که در سرتاسر این کانال‌ها مشغول ماهیگیری می‌باشند .

پل خشتی

این پل در ابتدای ورودی دهکده تجن گوکه  برپا شده و دارای یک دهانه به عرض 50/2 متر است. درازای پل 10متر و بلندی آن از سطح آب 40/2 متر است. در بنای این پل از دو نوع آجر به ابعاد 4×28×24 و 4×18×18 سانتی متر استفاده شده است.این پل داراى دو چشمه با طاق جناقى است. در پایه هاى میانى و جانبى پل اتاقک هاى کوچکى براى بیتوته کاروانیان احداث شده بود. طول پل ۶۰ متر و عرض آن ۲۵/۴ و ارتفاع کلى آن بیش از ۵/۷ متر است. مصالح به کار رفته در این پل آجر، سنگ و ملات ساروج است. این پل در زمان قاجاریه ساخته شده است. بین دو جان پناه ۳۴۵ تا ۳۵۰ سانتیمتر و عرض قسمت جان پناه‌ها هر یک ۴۵ و ارتفاع آن‌ها ۳۵ سانتیمتر است. عرض کلى پل ۴۳۰ سانتیمتر است. محل عبور عابر پیاده روى پل را در مرمت هاى اخیر با لوح سنگ مفروش ساخته اند. پل داراى دهانه با طاق جناقى نسبتاً کند است. دو فرو رفتگى در پیشانى پل و در فاصله بین دو قوس قرار دارد. هر یک از قوس‌ها در سمت بیرونى داراى یک نوار آجرکارى به عرض ۱۲ سانتیمتر است که حالتى تزئینى و برجسته دارند. علاوه بر آن در کناره قوس‌ها آجر چینى خاصى نیز انجام شده و حاشیه اى به عرض ۶۰ سانتیمتر را به وجود آورده است. پایه میانى قطور پل چهار متر عرض دارد و دو موج شکن یا سیل برگردان در دو طرف پل براى کاستن از فشار آب در ایام افزایش سطح آب تعبیه شده است. یک دهانه کوچک بین پایه میانى پل و یک طاق نماى جناقى بر بالاى آن با عرض ۵۰ سانتیمتر وجود دارد.

نظرات() 

یکشنبه 21 تیر 1388

معانی تجن

نویسنده: مرتضی آزادبر   

تجـن ، دارای معنای زیر است:

۱- نام یک گونه نی خیزران مانند است که در کنار دریای مازندران می‌روئیده. در سنکسکریت نیز تجنه ، به معنی : خیزان بکار می‌رود.

۲ - در دیلمی و طبری : تجن = tajan و تیجن = tijan نام گیاهی است همانند نی میان پر که خانه‌ها را در جلگه‌ها بدان حصار می‌کرده اند.

۳ - خود واژه تجن دو جزء دارد. یکی تج = taj که ریشه است. دیگر، ان = an که پسوندی است برای نشان دادن حالت و صفت و نسبت و عینیت چیزی.

۴ - واژه تج به معناهای: روان بودنِ، تند و تیز شتافتن، تاختن، نفوذ کردن، تازیدن، تاخت و تاز کردن در همه زبانها کهن ایرانی گواه دارد. در اوستا و پارسی باستان : تک = tak - تج =

۵ - از این رو تجن = tajan در دیلمی یعنی : نفوذ کننده - نافد - تراونده به اطراف تازنده - تازان - تند و تیز و گزنده.

۶ - تجن : در تاریخ گیلان و دیلمستان نام مردم و رود روستایی است در گیلان در در کناره سفید رود و تجن گوکه : نام روستایی در نزدیکی سفید رود آمده است.

7 - تجن به معنای تیزرو و یا تندروان است و گوكه به معنای اجتماع و جمع شدن و تجن گوكه به جمع به معنی محل اجتماع تیز روندگان می باشد.

منبع :لغت نامه دهخدا

نظرات() 

یکشنبه 21 تیر 1388

معرفی روستا

نویسنده: مرتضی آزادبر   

تجن گوکه یکی از روستاهای شهرستان آستانه اشرفیه در استان گیلان در شمال ایران است. این روستا 5 کیلومتری غرب آستانه اشرفیه و جنوب شرقی دهستان كیسم واقع شده است. طول جغرافیایی آن 49 درجه، 54 دقیقه، 400 ثانیه و عرض جغرافیایی آن 37 درجه، 14 دقیقه، 50 ثانیه می باشد. و یکی از آبادی های بخش مرکزی دهستان کیسم می‌باشد. قدمت این روستا به بیش از یک هزار سال می‌رسد  طبق تاریخ گذشته که مستند نیز می‌باشد. شاخه های زبان گنجشك , چنار , تبریزی , بید و انواع درختهایی است كه در نواحی مرطوب می روید مثل بلوط , نارون ، چنار , افرا , شمشاد , گردو , آلش , سروكوهی و سرخدار ( نوعی كاج) - دیده می شود . شاخه های موی وحشی به تنه درختان می پیچد و بالا می رود . در این قسمت رازك وحشی , انجیر , گوجه , گلابی و سیب وحشی فراوان است و همه جا از توتهای وحشی , نسترن های وحشی , پیچك و گلهای سرخ پوشیده شده است . هنگام بهار بنفشه, پامچال و دیگر گلهای جنگلی زمین روستا را به صورت فرشی زیبا می پوشاند. این روستا تشکیل یافته از چهار محله قدیمی که در اطراف آن واقع شده است این محله‌ها عبارتند از : بازار سر- رودکنار - انزل محله و علی آباد.  دارای آب و هوایی معتدل مرطوب و عمده فعالیت مردم كشاورزی و دامداری، دارای باغات چای، توت، سبزیجات با كشت آبی و دیمی می باشد همچنین وجود گیاهانی چون گل بنفشه، ختمی به فراوان یافت می شود. مردم این روستا بیشتر به كار كشاورزی از قبیل پرورش كرم ابریشم و شالیكاری و در کنار مزارع برنج باغ چاى نیز وجود دارد. و بافتن زنبیل و برخى دست ساخته هاى حصیرى از سرگرمى هاى مردم این روستاست که به بازار عرضه مى شود. از نظر موقعیتی این روستا به روستاهای امیر هنده ، پنچاه ، بازکیاگوراب ، بازان ، تهام و به بخش های چهارده, کیسم راه دارد.ازمحصولات زراعی این روستا می‌توان به چای، برنج، بادام زمینی، صیفی جات و ابریشم اشاره کرد که آب این مزارع از رودخانه کیاسر که شاخه ای از سفیدرود است تامین میشود.این روستا دارای امکانات شهری مانند برق,تلفن,گازشهری وآب شهری شرب میباشد.در این روستا یک مکان زیارتی بقعه آقا سید حسین واقع است. میزان افراد باسواد این روستا 95 درصد می باشد. این روستا از جمله روستاهای كهن و تاریخی استان گیلان محسوب می شود كه آثاری نیز از گذشته تاریخ آن هنوز به یادگار مانده است با موقعیت حساسی كه این روستا بر سر راه اصلی بین منطقه به پس و به پیش ( در منطقه شرق و غرب گیلان قدیم ) واقع بود همیشه مورد نظر و حساسیت زمامداران گذشته قرار داشت. زبان اصلی منطقه با گویش و لهجه شیرین گیلكی و نژاد اصلی آریا از تیره كاس و گیل می باشد. دكتر منوچهر ستوده از این روستا در كتاب خود به عنوان یكی از روستاهای حادثه خیز تاریخی نام می برد و در كتاب خونینه های تاریخ دارالمرز نوشته دكتر محمود پاینده لنگرودی به كرار از آن و مردم و دلاوریهایشان یاد می شود همچنین در كتاب از آستارا تا استرآباد و كتاب تاریخ گیلان و دیلمان نوشته ظهیر الدین مرعشی و در سفرنامه رابینو و مشاهدات نزدیكش از این روستا در آن دوران، صحت حساسیت وجود این روستا در دل تاریخ گیلان روشن بود.

نظرات() 

یکشنبه 21 تیر 1388

تجن گوكه

نویسنده: مرتضی آزادبر   

تجن گوكه سرزمین جنگل و باران , برنج و نوغان , چای و صیفی جات پهنه رویش بنفشه ها , پامچالها , نیلوفرهای آبی و زیستگاه قوها و مرغابی های وحشی و هزاران گیاه چشم نواز و زیبایی های بیشمار دیگر . سرزمینی سرشار از حیات و مملو از نشاط كه طبیعت سحرانگیز آن به همان نسبت كه مایه پویش است و سختكوشی , الهام بخش آرامش است و نیروبخش اندیشه و خلاقیت . تجن گوكه , منطقه سرسبز و دل انگیز شمال در دوران زندگی خود همواره بدین شكل كه امروز می بینیم نبوده و حتی طبیعتش هم نتوانسته است شكل نخستین خود را حفظ كند . سرزمین تجن گوكه در طول تاریخ كهن خویش كه گاه و بیگاه بسان كانونی از آتش به پیكر سرد و بیروح منطقه گرمی بخشیده و نام آوران آن در سایه شوریدگی و عشقی كه به سرزمین خود می ورزیده اند بپا می خاستند.

نظرات() 

یکشنبه 21 تیر 1388

آغاز

نویسنده: مرتضی آزادبر   

آغاز را ، با خود گفتم
عکسی از سربالایی های خشت پٌل بگذارم.
یا سکوت مردانۀ تجنی ها
یا طنازی باغات توت كوتمبنه
یا زنگولۀ گوساله تازه بدنیا آمده در اطاق نشیمن
آغاز را با خودم گفتم
یا بوی تعفن پیش بینی توتوی و یا سنگی(دومینو) و یا چیزهای بد دیگر را بگذارم
یا قطعه‌ای که در مزار شهیدان بنام شهید گمنامی است
یا رودخانه بزرگ شِمرو
یا کودکی تنها در فصل نِشاء در گهواره با خود بازی می كند تا مادر بیاید و شیرش دهد
یا هرچیز که نیشی داشته باشد و تلنگری
آخرش خانه ای شد . مانند نقاشی های دوران کودکی.( که همیشه اول خانه می کشیدیم)
خانه ای که امن باشد
و مرطوب
و سخت
و شاید کمی زخمی
خانه ای که جای تجنی هاست. مثل اینجا.
پس شروع عکس های من گالی پوش خانه ای باشد .

نظرات() 

نویسندگان

صفحات جانبی

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :